عواملي که باعث سقوط يک نظام ميشود
خبرگزاري آريا- حضرت آيت الله جوادي آملي در نوشتاري با بهرهگيري از سيره ائمه اطهار(ع) وظايف خطير مسئولان کشور و نيز تفاوتهاي رياست طلبي و خدمتگذاري را تشريح کرده اند.
به گزارش خبرگزاري آريا به نقل از مرکز خبر حوزه، نوشتار اين عالم رباني را در آغازين روزهاي سال جديد جهت بهرهگيري مسئولان محترم نظام تقديم ميکند.
باشد که با عمل به رهنمودهاي علماي دين همواره در راه پاسداري از ارزشهاي ديني با پيروي از منويات رهبر معظم انقلاب در خدمت به اسلام و انقلاب ثابتقدم باشيم.
اگر کسي بر هواي خود امير بود، سياستمدار خوبي در حوزه نفس خود است و وقتي در حوزه نفس خود سياستمدار خوبي بود، ميتواند امير، فرمانروا و سياستمدار ديگران نيز باشد و جامعه اسلامي را جامعه برينِ عقلي کند و به دست صاحب اصليش ولي عصر امام زمان (ارواحنا فداه) بسپارد.
* آنچه براي سياستمدار ضروري است
در نظام اسلامي همه ما مسئوليم و مسئوليّت براي مسئول، مسبوق به صيانت و سياست نفس است. در بيانات نوراني اميرالمؤمنين (عليه السلام)، که هم در مسائل اخلاقي و هم در کشورداري انسان کامل است، آمده: “…أنْ يَسوس نفسَه قبْل أن يَسوُس جُنْده”(1): هر مسئولي قبل از اين که ديگران را رعايت کند، بايد خود را رعايت کند؛ و قبل از سياستمداري نسبت به ديگران، بايد سياستمدار داخلي نفس خود باشد. در درون انسان، خواستههاي زيادي هست که اگر انسان، سياستمدار نباشد و آنها را تعديل نکند، قبل از اينکه براي نجات ديگران قدم بردارد، خود در مهلکه گمراهي و ضلالت فرو ميرود. از اين رو در بيان نوراني ديگر از حضرت علي (عليه السلام) آمده است: “أجلّ الأمراء مَنْ لم يکن الهواءُ عليه أميراً”(2): بزرگترين امير و مسئول، کسي است که اسير هوي نفس نباشد. چون هوي نفس و هوس، گاهي شهوت غريزي و غضب طبيعي نمي خواهد؛ بلکه امارت و سلطنت، آن هم سلطنت بر درون را طلب ميکند و معناي سلطنت بر درون اين است که هوس، بر بالاي کرسي مينشيند و بر تمام فرآوردههاي علمي و تجربي و قوا و شئون نفس دستور ميدهد؛ مثلاً، به علم دستور ميدهد که چنين فتوا بده؛ به فرزانگي دستور ميدهد که چنين دسيسه بازي و شيطنت کن. رياست طلبي، بدترين و تلخترين صفتي است که انسان در دروننفس به آن مبتلاست و هيچ کسي هم از گزند آن مصون نيست. از اين رو در باره خطر نفس گفتهاند: “أعدي عدوّک نفسک الّتى بيْن جنْبيک”(3): دشمنترين دشمنان تو نفس تو است. يکي از شرارتهاي هوس اين است که هرگز نمي خواهد دشمن خود يعني عقل، هوش و دانش را ازپايدرآورد و اعدام کند؛ بلکه ميخواهد آنها را اسير بگيرد و بر آنها فرمانروايي کند. اين که ميبينيد نظم نوين جهاني! آرامش بشريّت را به هم ميزند براي آن است که آنان درس، زياد خوانده اند و علم صناعي، زياد دارند؛ اما نه براي تأمين رفاه بشريّت بلکه براي تأمين خواستههاي چيزي که بر کرسي رياست نشسته است، يعني هوس! هيچ کس را در هيچ حالي از گزند اين دشمن؛ گريزي نيست.
* خود ارزيابي
لذا براي اين که بفهميم مبتلا به بيماري جاه طلبي هستيم يا نه، بايد خود را ارزيابي کنيم؛ از اين رو فرموده اند: اگر ديديد که حالات شما در شرايط گوناگون عوض شد، بدانيد که به دام هوس نزديکيد و اگر عوض نشد، خوشحال باشيد و بدانيد مانند آن طاير خوش پروازي هستيد که در فضاي باز، دام را ميبيند و در آن نمي افتد.
در حديث آمده است: “المرء يتغيّر فى ثلاث: لقربٍ من المُلوک والولايات والغِني بعد الفقْر ومنْ لم يتغيّر فى هذه فهو ذو عقلٍ قويمٍ وخُلقٍ مستقيمٍ”(4) يعني، وضع غالب انسانها در شرايط گوناگون عوض ميشود؛ اما اگر کسي مسئوليتي پيدا کرد يا به دستگاه مسئولي نزديک شد يا وضع مالي وي بهتر شد، ولي اخلاق او عوض نشد، فرزانگي اش به فرومايگي و فروتني اش به تکبّر مبدل نگشت، او داراي عقل قويم و خلق مستقيم است. همه ما در هر لحظه بايد خود را بيازماييم.
* جنگي که آتش بس ندارد
صحنه درون، ميدان جنگ است و اين جنگ، آتش بس پذير نيست. هيچ کسي در هيچ دوره اي از عمر خود آسوده از نبرد داخلي نيست؛ البته ميدان جنگ فرق ميکند. اگر کسي در دوران جواني بيدار نشود، بيدار کردنش در دوران پيري، بسيار مشکل است. ميگويند خواب در موقع سحر، سنگين تر از خواب اوايل شب است. چون هرچه خواب، ديرتر ميشود سنگين تر ميشود، مگر به پايان خود نزديک گردد. نظام اسلامي در سايه اخلاق در نظام اسلامي، همان طور که در صيانت و اخلاق اسلامي معيار، نان و گوشت و … نيست بلکه فضايل اخلاقي است، در جذب و جلب اعتماد مردم هم معيار، مسائل اخلاقي است.
* عواملي که باعث سقوط يک نظام ميشود
در يکي از بيانات اميرالمؤمنين (عليه السلام) آمده است: “قلوب الرّعيّة خزائنُ راعيها فما أودع فيها ـ أو زرع فيها ـ من خيْرٍ أو شرٍّ وجَدها”(5) مسئولين در نظام اسلامي با دلهاي مردم، سر و کار دارند و دلهاي آنان مزرعه مسئولين است. هر کسي در هر مزرعه اي هرچه کاشت، درو ميکند. مردم سختيها را تحمّل ميکنند، ولي ظلم، رشوه و بداخلاقي را تحمّل نمي کنند.
* چهار معيار براي پايداري يا سقوط يک نظام
حضرت علي (عليه السلام) ميفرمايد: “يُستدلّ علي إدبار الدّول بأربعةٍ” يعني اگر انسان خواست ببيند نظامي ميماند يا سقوط ميکند، چهار معيار را بايد بررسي کند: اگر خداي ناکرده اين چهار چيز در نظامي وجود داشت، آن نظام سقوط ميکند و اگر نبود، براي هميشه ميماند. اين چهار معيار، عبارتند از: “تضييع الأصول، والتّمسک بالغرور، وتأخير الأفاضل وتقديم الأراذل”(6) يعني، اگر اصول ارزشي واخلاقي ضايع گردد، ظلم جايگزين عدل و خيانت، جايگزين امانت و انسان، مغرور شود؛ افراد حزب اللهي، امين، لايق و با تجربه، منزوي گردند و اشخاص رذل، بدسابقه، بد اخلاق و سست اعتقاد مصدر کار قرار گيرند، در آن صورت ميتوان نتيجه گرفت که سقوط ميکند. حال براي اصلاح و حفظ نظام اسلامي خود بايد خودمان را اصلاح و حفظ کنيم، به طوري که مسائل ارزشي در تدوين و تهيّه برنامهها کاملاً ملحوظ گردد و رعايت حقوق مجريان فاضل و تقديم آنان در مقام اجرا بر ديگران، محفوظ باشد.
* مواظب شبيخونها باشيم
شبيخون دشمن داخلي اگر جنگي مانند جنگ تحميلي عراق بر ايران باشد که دشمن اولاً سلاحهاي بيشتر و پيشرفته تر داشته باشد و ثانياً غافلگيرانه حمله را شروع کند، اين جنگ، جنگي نابرابر است در جهاد اکبر مشکل ما همين است؛ زيرا قبل از آمدن نيروهاي خودي به ميدان، نيروهاي دشمن به ميدان آمده و صحنهها را گرفته و سنگربندي کرده اند و مبارز، طلب ميکنند. ما عقل، علم و سلسله دستوراتي ديني داريم که نيروهاي خودي است و در مقابل، شهوت، غضب، جهل و هوي پرستي نيروهاي بيگانه است. قبل از اينکه عاقل شويم و چيزي ياد بگيريم، شهوت و غضب و… آمده اند صحنه را پر کرده اند و اين همان جنگ نابرابر در ميدان جهاد اکبر است. براي پيشگيري از چنين نبرد نابرابري به ما گفتند در گوش راست فرزندانتان براي اولين بار، قبل از اين که هيچ حرف ديگر را بشنود، اذان و در گوش چپ او اقامه بگوييد؛ يعني قبل از اينکه دشمن بيايد سنگر بگيرد شما او را مسلّح کنيد.
* رابطه حيا با عقل
حيا، نشانه عقل نيز گفته اند: بيازماييد اگر شخصي در برابر کاربد خجالت ميکشد، بدانيد نبوغي دارد. چون حيا با عقل هماهنگ است. از حياي او ميفهميم که ميتواند عاقل خوبي باشد. همان گونه که از اميرالمؤمنين (عليه السلام) نقل شده است که جبرئيل بر حضرت آدم (عليه السلام) نازل شد و او را ميان عقل، حيا و دين مخيّر کرد، آن حضرت عقل را برگزيد؛ دين و حيا گفتند ما مأموريم هر جا که عقل هست ما هم باشيم(7). گاهي انسان احساس تنهايي ميکند چون با کسي نيست در اين حال از ارتکاب گناه پروايي ندارد؛ زيرا کسي او را نميبيند تا خجالت بکشد ولي بررسي ميکند و ميبيند که در حقيقت تنها نيست، “کرام کاتبين” فرشتگان، انبيا و اوليا و از همه بالاتر، ذات اقدس اله بر همگان آگاه است، آنگاه خجالت ميکشد؛ و اگر انسان در مشهد، مرئي? و منظر اين همه ذوات نوراني باشد و احساس شرم نکند، معلوم ميشود يا وجود آنها را باور نکرده و يا باور را جدّي نگرفته است؛ اما اگر انسان اين راهها را طي کند، بر هواي خود امير است؛ وقتي بر هواي خود امير بود، سياستمدار خوبي در حوزه نفس خود است و وقتي در حوزه نفس خود سياستمدار خوبي بود، ميتواند امير، فرمانروا و سياستمدار ديگران نيز باشد و جامعه اسلامي را جامعه برينِ عقلي کند و به دست صاحب اصليش ولي عصر امام زمان (ارواحنا فداه) بسپارد. صالح ترين کارها انسانهاي کاملي که خُلق آنها قرآن است، اشتغال به تهذيب نفس را صالح ترين کارها ميدانند. اميرالمؤمنين (عليه السلام) ميفرمايند: “الاشتغالُ بتهذيب النفس أصلح”(8) صرف عمْر در تهذيب روح، صالحترين کارهاست. البته اين، بدان معنا نيست که انسان از هر کاري دست بردارد و به تهذيب روح بپردازد؛ بلکه به اين معناست که در هر کاري به فکر نزاهت روح باشد و اصولاً بيکاري مايه “وَهن” است. انسان بيکار، ناچار است “کَلّ” بر ديگران باشد و همين، مايه فرومايگي روح است و روح فرومايه هرگز فرزانه و مهذّب نخواهد شد و نميتواند بر جامعهاي رياست کند، چون در سياست درون وامانده و در نبرد داخلي درمانده است.
-
